عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
223
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
گويد : شيخ فريادى كشيد و مدهوش درافتاد ، چون نگريستند او را مرده يافتند ، و نزديك بصره بودند ، قايقسواران بانگ ناله برآوردند ، مردم جمع شدند و چون از سرشناسان خاندان مهلبى بود جسدش را نخست به خانهاش بردند و من تشييع جنازهاى چنان از فزونى مردم نديدهام . گويد : و به من خبر رسيده است كه كنيزك آوازهخوان دراعه مويين بر تن كرد و بالاى آن جامه پشمينه پوشيد و همه روز روزه مىداشت و همه شب بر پاى بود ، پس از مهلبى چهل شبانهروز زنده بود . نيمهشبى به همان آيت قرآن رسيد كه مىفرمايد : « بگو حق از پروردگار شماست هركه خواهد ايمان آورد و هركه خواهد كافر شود ، همانا كه ما براى ستمكاران آتشى فراهم آوردهايم كه سراپردههايش بر آنان محيط است ، و اگر فريادخواهى كنند ، فريادرسى مىشوند به آبى چون مس گداخته كه چهرهها را بريان مىكند ، چه بد نوشابه و چه بد آسايشگاهى است » . بامدادان او را بر جاى مرده يافتند . 117 - اعرابى ثعلبى با اسناد خود براى ما از قول اصمعى « 11 » نقل كرد كه مىگفته است : روزى از مسجد جامع بصره برمىگشتم ، در يكى از كوچهها ناگاه عربى بىادب و پابرهنه كه بر شتر جوان خويش سوار بود و شمشيرش را بر دوش افكنده و كمانى در دست داشت ظاهر شد . نزديك آمد و به من سلام داد و گفت : اى مرد از كدام قبيلهاى ؟ گفتم : از بنى اصمعى هستم ، گفت : آيا تو خود اصمعى هستى ؟ گفتم : آرى ، گفت : از كجا مىآيى ؟ گفتم : از جايى كه سخن رحمان آنجا خوانده مىشود ، گفت : مگر رحمان را سخنى است كه آدمىزادگان آن را مىخوانند ؟ گفتم : آرى ، گفت : چيزى از آن براى من بخوان ، گفتم : از شترت پياده شو ، پياده شد ، من شروع به خواندن سوره و الذاريات كردم و چون به اين گفتار خداوند متعال رسيدم كه مىفرمايد : « وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ » ، « روزى شما و آنچه وعده داده شويد در آسمان است » ، گفت : اى اصمعى اين سخن رحمان است ؟ گفتم : آرى سوگند به كسى كه محمد را به حق برانگيخته است كه اين كلام اوست كه بر پيامبرش محمد ( ص ) نازل فرموده است ،
--> ( 11 ) . عبد الملك بن قريب معروف به اصمعى از لغتشناسان و نحودانان بصره و درگذشته به سال 216 هجرى در نود و شش سالگى است ؛ به الكنى و الالقاب مرحوم محدث قمى ، ص 32 ، ج 2 ، چاپ صيدا مراجعه فرماييد .